آوای رهایی
پراکنده های سینا مالکی
اندر منجم شدن بنده!!!
چندی است که علاوه بر مهندسی که عشق من است، سیاست و فلسفه سیاسی و جامعه شناسی و ... ستاره شناسی هم به جمع علایق بنده اضافه شده است :)). البته این منجم شدن بنده بی دلیل نیست و راجع به مساله ای است که این روزها بسیار به آن علاقه دارم و آن شناخت بیش تر هستی است که اراده آن را بر اراده خودم برتر می دانم :دی. شرمنده اگزیستانسیالیست ها هم هستم :)). به هر حال نوشته زیر راجع به یکی از زیباترین کهکشان های همسایه نزدیک ما (فقط 30 میلیون سال نوری ناقابل، یعنی اگر با سرعت نور حرکت کنیم ایشالا 30 میلیون سال دیگر به آن می رسیم، به سلامتی :دی) می باشد.
------------------------------------------------------------------------------------------------
کهکشان سامبررو (Sombrero) M104 کهکشان سامبررو (یا M104 یا NGC 4594) کهکشان مارپیچی بی دنباله در صورت فلکی سنبله می باشد. این کهکشان دارای هسته ای روشن، شکم مرکزی به صورت غیر معمولی بزرگ و خط غبار مشخصی در دیسک خود می باشد. خط غبار تاریک و شکم این کهکشان را شبیه سامبررو (کلاه اسپانیایی) می کند. این کهکشان را می توان به راحتی با یک تلسکوپ کوچک دید.کهکشان سامبررو در سال 1781 توسط پیر مکاین (Pierre Mechain) کشف شد که وی این مساله را در نامه ای به تاریخ می 1783 به برنولی اطلاع داد که در مرجله نجوم برلین منتشر شد. چارلز مسی (Charles Messier) مطلبی درباره پنج شی دیگر (اکنون به نام های M104-M109 شناخته شده هستند) نوشت و به لیست شخصی خود از اشیا سماوی به نام بروشور مسی اضافه نمود، اما این اجرام سماوی تا سال 1921 رسما تایید نشدند. ویلیام هرشل (William Herschel) به صورت مستقل این شی را در 1784 کشف کرده و همچنین از وجود لایه تاریک در دیسک کهکشان نیز سخن گفته است. منجمین بعدی توانستند که مشاهدات هرشل و مکاین را به هم مرتبط سازند.بهترین اندازه گیری فاصله تا M104 توسط دو گروه با استفاده از روش هایی نظیر سحابی سیاره ای و نوسانات روشنایی سطحی انجام شده است. متوسط حاصل از این اندازه گیری ها کهکشان را در فاصله ای برابر 30 میلیون سال نوری تخمین می زند.
عکس و توضیح کامل درباره این کهکشان ناز نازی را در اینجا ببینید.
------------------------------------------------------------------------------------------------
دیشب به دعوت مرکز فرهنگی زنان در جلسه بزرگداشت شهلا لاهیجی افتخار حضور داشتم. می توانم بگویم حضور من در یک مکان فرهنگی بعد از دو سال اتفاق می افتاد،جایی که رنگ و بوی سیاست حضور نداشت و به جای آن حضور عشق، محبت و صفا بود، و دوستی. دست فرناز عزیز درد نکند هم بابت مجری گری عالی دیشبش که فکرش را نمی کردم یک ایرانی حالا چه دختر و چه پسر در این سبک که نزدیک به سبک صمیمی اجرا در خارج از ایران بوده بتواند برنامه اجرا کند و هم بابت اطلاعی که از این مراسم به من داد و توانستم دمی را پس از دو سال از اعصاب خوردی به دور باشم.
گزارش آن را در این خبر که توسط مریم حسین خواه تنظیم شده بخوانید.
0 Comments:
Links to this post:
Create a Link