آوای رهایی
پراکنده های سینا مالکی
سوم خرداد
این ماه خرداد عجب ماهی هست توی تاریخ ایران. 2 خرداد، 3 خرداد، 4 خرداد و... البته در بین این سه برای من سوم و چهارم روزهایی بسیار ارزشمندتر هستند. چهارم خرداد سال روز تیرباران جوان اولان تاریخ ایران، محمد حنیف نژاد، سعید محسن، علی اصغر بدیع زادگان بنیان گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران اولیه است. آن سه اسوه آزادی و برابری که خونشان به پای ورود نیکسون در چیتگر ریخته شد. آنها بودند که شور شهادت در راه آزادی را به راه انداختند تا این که هیمنه ترس و وحشت از پهلوی و ایالات متحده در این کشور فرو ریزد. آن فرزندان پاک دل مصدق و بازرگان و طالقانی، چنین راهی گشودند که هیمنه پرشکوهش هم چنان تن دشمنان آزادی و برابری را به لرزه می آورد. من بر سر این ادعا هستم که میان شهادت این سه هم پیمان عشق و آزادی خرمشهر با خون شهیدان راه وطن، رابطه ای مستقیم برقرار است.
روزهای پرشکوهی را می گذرانیم، روزهایی که در آن شادم و اغلب از شادی اشک می ریزم.
سوم خرداد و چهرام خرداد بستری است جاری در تمام تاریخ 40 ساله اخیر ایران، تا اینکه به یاد بیاوریم آزادی و برابری راهی است دشوار و سخت و خون و عرق می خواهد، نه دست و کف و سوت به تنهایی. از طرف دیگر آزادی بدون استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران (لیبرال های جدید و مارکسیست های اولترا چپ با شماها هستم) بزرگ ترین دروغ تاریخی است. بیگمان ثمره سوم و چهارم خرداد در آینده ای نزدیک، ایرانی آزاد، برابر، سرشار از صلح و مستقل خواهد بود. البته همواره جریاناتی سعی دارند این دو روز را متعلق به خود بدانند. گروه مافیایی وابسته رجوی در عراق، خود را میراث دار بزرگان چیتگر می داند، و البته هم نمی گوید چه نسبت است میان حنیف نژادی که به هنگام تیربار فریاد «مرگ بر امپریالیستش» فضای چیتگر را پشاند و او که روزی در آغوش صدام و اینک در رختخواب بوش قرار گرفته است. سوم خرداد این روز ملی متعلق به همه ایرانیان هم توسط دارودسته ای تمامت خواه مصادره شده است. اما وظیفه روشنفکر امروز ایرانی این است که با نقد این جریانات ضد آزادی، نهال مقاومت پیروز صلح آمیز ایران در فردای انقلاب بهمن 57 را هر چه بیشتر تنومند سازد. ایدون باد.
0 Comments:
Links to this post:
Create a Link